محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1515

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گفتند : « ما گروگانيم » خالد آنها را ميان مردان سخت كوش سپاه تقسيم كرد كه ابو زياد وابستهء ثقيف و نصير پدر موسى بن نصير و ابو عمره پدر بزرگ عبد الله بن عبد الاعلى شاعر و سيرين پدر محمد بن سيرين و حريث و علاثه از آن جمله بودند ، ابو عمره از آن شرحبيل بن حسنه شد و حريث از آن يكى از بنى عباده شد و علاثه از آن معنى شد و حمران از آن عثمان شد . عمير و ابو قيس نيز از آن جمله بودند . از اين گروه آنها كه آزادشدگان اهل شام بودند بر انتساب خويش باقى ماندند . نصير به بنى يشكر انتساب داشت و ابو عمره به بنى مره انتساب داشت و هم از آن جمله ابن اخت النمر بود . مهلب بن عقبه گويد : وقتى وليد بن عقبه از طرف خالد پيش ابو بكر آمد و خمس غنائم را آورد ، ابو بكر او را به كمك عياض فرستاد و چون وليد پيش وى رسيد ، عياض دشمن را محاصره كرده بود ، آنها نيز عياض را به محاصره گرفته و راه وى را بسته بودند . وليد به عياض گفت : « در بعضى موارد رأى صائب بهتر از سپاه بسيار است ، كس پيش خالد فرست و از او كمك بخواه » عياض چنان كرد و فرستادهء وى پس از جنگ عين التمر به استمداد پيش خالد رسيد و او نامه به عياض نوشت كه سوى تو مىآيم و شعرى به اين مضمون در آن آورد : « اندكى صبر كن كه شتران سوى تو آيد » « كه شيران شمشير دار مىآورد » « به گروهها كه از پى گروههاست »